محمد رضا واليزاده معجزى
219
تاريخ لرستان ( روزگار پهلوى ) ( فارسى )
خواست كه در خاتمه دادن به اين ياغيگريها و تسليم شدن متمردان ، با قواى لرستان همكارى نمايند . بعد از متفرق شدن مردم يك نفر را سراغ حاج سيد عيسى محمديان فرستاد و او را بهطور محرمانه نزد خود خواست بعد از قدرى مقدمهچينى گفت : از قرارى كه شنيدهام شما با عزيز اللّه خان بيرانوند ( معروفترين ياغيان آن زمان ) روابط دوستانه داريد . او را ملاقات و از قول من يا از قول سپهبد امير احمدى به او تأمين بدهيد و او را وادار به تسليم سازيد . مرحوم حاج سيد عيسى در جواب گفتند : حضرت اشرف در شهر خرمآباد اشخاص از من بزرگتر و معروفتر بسيارند كه مىتوانند با عزيز اللّه خان وارد صحبت شوند و من يقين دارم كه اين القاء شبهه از ناحيه [ . . . ] دو نفر [ كه ] با من سابقه عداوت دارند [ شده ] و منظورشان ايجاد زحمت و دردسر براى من بوده است . امير طهماسبى كه آثار صداقت را از بيانات حاج سيد عيسى استنباط كرده بود او را مرخص كرد ولى بىاندازه تأكيد كرد كه مطالب فىمابين را نزد كسى افشا نسازد . امير طهماسبى روز سهشنبه چهاردهم فروردينماه 1307 4 كه روز سيزدهبدر خرمآباديها مىباشد ، خرمآباد را به قصد تهران ترك كرد و رفت تا به گردنه رازان رسيد . در يكى از پيچهاى رازان كه اكنون موسوم به « پيچ وزيركش » مىباشد - چند ساعت قبل از رسيدن او بدان نقطه - سليمان نام دلفان 5 به اتفاق چند نفر ديگر در نزديكى جاده گودالى حفر كرده و در آن پنهان شده بودند . به محض رسيدن اتومبيل به محاذى آنان به اتومبيل شليك كردند و شكم امير طهماسبى را در دو نقطه سوراخ و اتومبيل را متوقف ساخته چند ضربه كارد هم به او زدند ؛ لكن وقتى متوجه مىشوند هويت مقتول چيست و او براى خدمت به اهل لرستان متحمل اين زحمت شده از كرده خود نادم مىشوند و ندامت آنها موقعى بيشتر مىشود كه آن مرد شريف به قاتلين خودش مىگويد : اين رفتار شما به ضرر خودتان تمام شد زيرا اگر كشته نمىشدم به شاهنشاه عرض مىكردم كه به قسمت عشاير لرستان توجه و عنايت مخصوص مبذول و افسرانى را كه به شما خيانت ورزيدهاند ، تنبيه و معزول كند . امير احمدى نزديك غروب در باغ حكومتى بروجرد با سردار انتصار حكمران لرستان و بروجرد 6 دوبهدو روى صندلى نشسته و به بازى نرد مشغول بودند كه پيشخدمت وارد شد و براى ورود يك نفر افسر اجازه خواست . امير احمدى گفت : بيايد . افسر وارد شد و دست را به حالت احترام بالا برده با اضطراب و ناراحتى بسيار و عبارت مقطع گفت : حضرت اشرف الساعه خبر رسيد كه امير لشكر طهماسبى را لرها در بين گردنه رازان و